محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
534
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
كنون چنين چيزى نشنيدهايم « 1 » سپس به كوهى شديم كه صاف وبىگياه بود . پس كوهى ديديم كه با شكافى بريده شده كه يكصد وپنجاه ذراع پهنا مىداشت ، پس در عضاده ( ستون ) ديديم كه به پهلوى كوه در دو سمت شكاف ساخته شده بود كه پهناى هر ستون ( از درگاه تا ديوار در بالا ) بيست وپنج ذراع « 2 » بود ، وآنچه در پائين از آن ديده مىشد ده ذراع بود . همهء اين ديوار به كلفتى ( وبلندى ) پنجاه ذراع با خشت آهنين
--> ( 1 ) خرداد به بجاى آن عبارت چنين دارد : ميان هر يك از دژهاى ايشان تا دژ ديگر بيش وكم يك يا دو فرسنگ بود . سپس به شهري ديگر بنام « ايكه » كه مساحتش ده فرسنگ بود ودرهاى آهنينى داشت كه به بالا كشيده مىشدند : ودر آنجا كشتزارها وآسياها مىبود . واين همان شهر است كه ذو القرنين ولشكر أو در آن زيستند وسه روز راه تا سد فاصله دارد ودر آن ميان دژها وديهها هست تا به سد برسد . وآن كوهى گرد است كه گويند يأجوج وماجوج درآنند ، وايشان دو گروهاند گويند ياجوجها درازتر از ماجوجاند . در ازاى هر يك كما بيش ميان يك ويك ونيم ذراع است . سپس به سوى كوهى بلند رفتيم كه دژى بر آن هست . وآن سد كه ذو القرنين ساخته در شكافىايست ميان دو كوه به پهناى دويست ذراع ، واين راهى بود كه از آن بيرون مىآمده در كشور پخش مىشدند . پس أو سى ذراع زير بنا را بكند وتا روى زمين با آهن ومس پر كرد وروى آن دو ستون در دو سوى شكاف در كنار دو كوه بساخت ، پهناى هر ستون 25 وكلفتى آن پنجاه ذراع بود كه ده ذراع آن از زير دروازه پيدا مانده . وهمه را با خشتهاى آهنين بوشيده با مس بساخت . هر خشت يك ونيم در يك ونيم ذراع وكلفتى چهار انگشت بود . ( 2 ) به ذراع إسكندر ، كه هر ذراعش يك ذراع ونيم « ذراع اسود » است ( خردادبه : 168 : 6 )